top of page

دفن باروت

  • Writer: Narges Samadi
    Narges Samadi
  • 6 days ago
  • 3 min read

𝙰𝚖𝚎𝚛𝚒𝚌𝚊𝚗 𝙳𝚘𝚌𝚝𝚘𝚛

𝙳𝚒𝚛𝚎𝚌𝚝𝚎𝚍 𝚋𝚢 : 𝙿𝚘𝚑 𝚂𝚒 𝚃𝚎𝚗𝚐

𝙷𝚘𝚝 𝙳𝚘𝚌𝚜 𝟸𝟶𝟸𝟼


در تاریخ، بیماری‌هایی بوده‌اند که هرچه درمان می‌شدند، دوباره زخم ها بازمیگشتند .

آبله، یکی از همین‌ها بود.چشم‌ها را کور می‌کرد، اندام‌ها را از بین می‌برد، و آن‌هایی که زنده می‌ماندند، با بدن‌هایی بدشکل و ناقص روزگار را سپری می‌کردند .


اما مسئله، فقط زخم نبود.

مسئله، تداوم زخم بود.


سال‌ها طول کشید تا انسان بفهمد که با چه چیزی روبه‌روست.

آبله، نه با شدت آسیب، بلکه با چرخه‌ی انتقال تعریف می‌شد.

هیچ انسانی در هیچ سرزمینی از آن در امان نبود. می‌توانست از بندری دور، سوار بر کشتی شود، از آب‌های اقیانوسی عبور کند،

و به سرزمین‌های دیگر برسد، به شهرهای آرام یا به آسمان‌خراش‌های نیویورکی .


بیماری، تا به آن سوی آب‌های اقیانوسی نرسید، مهار نشده بود.

در مرزهای خود می‌چرخید و ادامه می‌داد.اما آن‌گاه که بر کشتی نشست و از قاره‌ای به قاره‌ای دیگر رسید، جهان، ناگهان با آن روبه‌رو شد. آنچه کنترل شد، درمان نبود؛ بلکه جلوگیری از ابتلا بود،همان مهار گسترش.

در همین گسترش بود که فهم شکل گرفت: این، بیماری‌ای نیست که فقط درمان شود، باید مسیرش قطع شود. و قرنطینه، از دل همین فهم متولد شد.در لحظه‌ای تعیین‌کننده، نگاه تغییر کرد: از درمان فرد، به مهار سیستم. و آن‌جا که مسیر انتقال قطع شد، بیماری، بدون آن‌که درمان شود،ریشه‌کن شد.

امروز، گویی با شکلی دیگر از همان بیماری روبه‌رو هستیم.

در جایی، یکی برای زمین می‌جنگد، یکی برای انرژی، دیگری برای آزادی، و جایی، برای صرفِ زنده ماندن.

اتش بس می‌شود ، بنظر درمان می‌شوند،اما زخم‌ها بازمی‌گردند.

چشم‌ها از دست می‌روند،اندام‌ها نابود می‌شوند،

و حتی آن‌هایی که زنده می‌مانند، با نقص و رنج ادامه می‌دهند.

در واقع یاد میگیرند چگونه رنج را مدیریت کنند ، به قول نیچه ، رنج پایدار، تبدیل به هویت آنها می‌شود. اینجا، تراژدی در رنج نیست در تداوم و تبدیل ان به هویت است ، تراژدی در مرگ نیست ، بلکه در تکرار مرگ است.

پزشکانی هستند که جان در کف دست گرفته‌اند. از خانواده، از زندگی، از امنیت گذشته‌اند، تا در میان بمباران، صدا و تصویر این رنج باشند. آن‌ها درمان می‌کنند، نجات می‌دهند، اما نمی‌توانند متوقف کنند.زیرا آنچه در حال کار کردن است،چیزی شبیه به همان الگوی آبله است: نه یک زخم، بلکه یک سیستم بازتولید زخم.


در جهانی که توانایی ساخت آسمان‌خراش‌ها و سفر به ماه وجود دارد،ادعای ناتوانی در مهار یک بحران، کمتر به محدودیت فنی و بیشتر به فقدان تفکر عاقلانه و مسئولانه اشاره دارد.


توانایی داریم، سازمان ملل داریم ، اما آیا می‌فهمیم چه می‌کنیم؟


تغذیه سلول‌های این بیماری، از جنس باروت‌اند.


سلولی که از باروت سیراب می‌شود ، تا زمانی که این مواد به آن می‌رسد ، به حیات خود ادامه می‌دهد ،

درمان، قطع عضو نیست. درمان، از بین بردن انسان‌ها نیست.درمان، به آتش کشیدن بدن‌ها نیست.


درمان، قطع این تغذیه است.

سلولی که دیگر تغذیه نشود، آرام‌آرام از قدرتش کاسته می‌شود،ضعیف می‌شود، و در نهایت، از کار می‌افتد.


اما تا زمانی که این تغذیه ادامه دارد، در هر جایی ، کنار صلح هم خوابیده باشیم یک روز با کشتی یا ماهواره فرقی ندارد به سراغمان میاید…

این همان نقطه‌ای است که فیلم American Doctors

ناخواسته آن را آشکار می‌کند. فیلم، درباره‌ی پزشکی نیست،

درباره‌ی حدود و قدرت اختیارات پزشکی است.


پزشک می‌تواند نجات دهد،

اما نمی‌تواند چرخه را متوقف کند.در جهانی که خشونت می‌تواند به روایت، به خاطره، و حتی به اقتصاد تبدیل شود، پرسش تغییر می‌کند:

ما دقیقاً به چه چیزی نگاه می‌کنیم؟

و چه چیزی در این نگاه، در حال شکل گرفتن است؟


این فیلم را ببینید.

همه ببینید.

اما شما، پزشکان، شما حتماً ببینید.


شما که آبله را می‌شناسید،

شما که می‌دانید بیماری چگونه گسترش پیدا می‌کند، و چگونه مهار می‌شود، شاید این‌بار، پرسش این نباشد که چگونه درمان کنیم،بلکه این باشد که چگونه اجازه ندهیم زخم دوباره سر بازکند ،

بیاید و یکبار در کنار هنر و ادبیات ، قدرتنمایی کنید ، طومار بنویسد و امضا کنید ، اعتراض کنید و بدانید باروت که در اختیار باشد هر اتاق عملی می‌تواند به هوا برود … بیایید و در دنیا کمپینی برای حقوق کودکان راه بیندازید ، بجای کمک مالی و جانی ، بیاین به فکر ریشه کن کردن تولید باروت باشید …

بیاید و اینبار شما برای ما تاریخ بسازید …

 
 
 

Comments


bottom of page